روستای تکیه ناوه طالقان Tekiyeh Naveh taleghan

معرفي آداب و سنن - شخصيتها Customs & Persons

مادری همچو جواهر خفته بر این خاک طالقان
نویسنده : مصطفی امیرخانی تاريخ در پاي مطلب
 

 

 تکیه ناوه طالقان مزار مادر

این دُر گرانمایه ، همچو جواهریست در دل خاک

از مهر و صفایش  همچو جلا بر دل ما بود این می پاک

پیکر نحیفت عاقبت مدفون گشت به خاک طالقان

از مهر تو بذر محبت نشاندی بر این بهشت نهان

گر زنده باشیم و فصل بهاری از بر راه رسد

صد مژده که این نهال شود،  شکوفه باران

هرگز نمی رود عشق و محبت و  مهربانیت ز خاطرم

از دعای خیر تو یافت همه برکت به زندگی ام

قامت خمیده‌ات بار محبتی بر دوش تو بود

بعد از هجر تو افسوس کی تواند این بار کشد

افسوس که امشب شمعی ز  خاندان ما خاموش شد

ترسم ، پروانه کجا رود که ره فراموش شد

غمگین مباش ز غم هجر، گرچه جان بکاه شده است

مهرت ز دل مانده و چون می ، جان فزا شده است

مهربان مادر من ، همچو پدر بود مرا

مایه مهر و مباهات زین جهان بود مرا

" زاده فیاض " چون تحمل نماید داغ این هجران؟

نازم بر اینکه مهربانیت حک شده بر ستون این ایوان 

( نوه فیاض طالقانی )