روستای تکیه ناوه طالقان Tekiyeh Naveh taleghan

معرفي آداب و سنن - شخصيتها Customs & Persons

مختصری از زندگینامه مرحوم میرزا حاج نایب علی شیخ حسنی
نویسنده : مصطفی امیرخانی تاريخ در پاي مطلب
 

طالقان ، تکیه ناوه ، مصطفی امیرخانی

( فمرحوم حاج میرزا نایب علی شیخ حسنیرهیختگان روستای تکیه ناوه طالقان - قسمت سوم  )

با تشکر از جناب آقای محمد رضا شیخ حسنی بابت ارسال این مطلب ...

توضیح : از کلیه سروران و هم دیاریهای عزیز تقاضامند است . اگر مطلب یا زندگینامه ای از فرهیختگان روستا به یاد دارند ، به این ایمیل ارسال نمایند ...

amirkhani@ikco.com

تا با کمال مسرت در این وبلاگ که متعلق به شماست، درج گردد ... با تشکر مجدد

میرزا نایب علی شیخ حسنی در فروردین ماه سال یکهزار و دویست  و نود و سه هجری شمسی در روستای تکیه ناوه طالقان در خانواده ای متدین و فرهنگی از پدری فرهیخته، معلم و شاعر اهل بیت مرحوم میرزا علی اکبر خان (متخلص به ملک الشعرا طالقان) اولین مکتب دار روستا و مادری زحمتکش و مهربان از خانواده ای اصیل و دانشمند مرحومه مریم بانو نوروزی (خواهر مرحوم میرزا تقی و نقی خان نوروزی) دیده به جهان گشود، او اولین فرزند خانواده بود و بعد از او دو برادر و پنج خواهر به دنیا آمدند.

لطفاً ادامه مطلب را از اینجا مطالعه نمایید ...

توضیح : لطفاً جهت بزرگنمایی عکسها بر روی عکس کلیک نمایید.


 میرزا نایب علی در سنین کودکی خواندن، نوشتن و دروس علوم آن روزگاران را در مکتب خانه پدرش آموخت، میرزا علی اکبر در فصول پائیز، زمستان و بهار به خاطر تدریس دانش آموزان در روستاهای توابع لاهیجان و آستانه اشرفیه، راهی دیار سرسبز گیلان می شد، از آنجائیکه   نایب علی در همان سنین نوجوانی در یادگیری دروس استعداد خوبی داشت و به خوبی دروسی که آموخته بود را می توانست به دیگران بیاموزد به همراه پدر راهی روستاهای توابع گیلان شد، تا ضمن تجربه اندوزی و فراگیری هرچه بیشتر علم و دانش از محضر پدر، ره روئه شغل پدر باشد.

 

میرزا نایب علی در این رهگذر بسیاری از فرزندان بیشمار این مرز و بوم را در روستاهای شمالی کشور و شهرهای آبیک و قزوین تعلیم و تربیت نمود، ایشان در سن سی سالگی با مرحومه مغفوره گوهر خانم سلطانی فرزند رستم خان از خانواده ای اصیل، متدین و با فرهنگ از اهالی روستای موچان طالقان ازدواج کرد و از آنان چهار فرزند، یک پسر به نام علی اکبر(داود) و سه دختر و چند نوه و نتیجه به یادگار مانده است.

 

ایشان در سال یکهزار و سیصد و پنجاه و هفت هجری شمسی پس از سالها خدمت صادقانه و عاشقانه در کسوت آموزگاری از اداره         آموزش و پرورش شهرستان قزوین بازنشسته شد، و در سالهای باقیمانده عمر با عزتش به مطالعه کتب دینی، تفسیر و آموزش قرآن کریم و بینش اسلامی و انتقال تجربیات گرانبهایش به خانواده، خویشاوندان و دوستان سپری کرد.

 

از خصوصیات بارز آن عزیز می توان به نوعدوستی، خانواده دوستی، صبر و شکیبائی وصف ناشدنی اش، هنر خط شکسته زیبایش در نوشتن، شیفتگی بی حد و حصرش و عارفانه اش به پیامبر عظیم الشأن اسلام و ائمه اطهار بالاخص « سید الشهدا (ع) » اشره کرد، سرانجام در  کهنسالی سعادت زیارت عتبات و عالیات بخصوص آستان مبارک حضرت امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل العباس(ع) را پیدا کرد و به آرزوی دیرینه اش که همانا بوسیدن آرامگاه شش گوشه سالار شهیدان (که تعبیر خوابی در دوران نوجوانی اش بود) رسید و به زیارت مکه مکرمه و مدینه منوره مشرف گردید.

 

تمامی کسانی که از نزدیک از ایشان شناخت داشتند و با آن عزیز معاشرت میکردند، او را مردی دانا، با ایمان، پرهیزکار و با تقوا، صبور،     خود ساخته و با عزت نفس بالا می دانستند.

 

ایشان با وجدانی آسوده و در آرامش کامل معنوی در دی ماه سال یکهزار و سیصد و هشتاد و شش هجری شمسی در سن نود و سه سالگی به علت عارضه ی قلبی در بیمارستان رسول اکرم (ص) تهران دیده از جهان فروبست و در بهشت زهرا در نزدیکی مزار همسر مهربانش مرحومه گوهر خانم سلطانی آرمید.

 

روحش شاد و یاد و خاطرش گرامی.

 

نگارندگان: علی اکبر (داود) شیخ حسنی و محمدرضا شیخ حسنی